ای رفیقان از شما جاه مانده ام در کویر سینه تنها مانده ام گم شدم در ظلمت شبهای خویش مانده ام سرگشته در دنیای خویش
... روز بالا آمده بود که جنگ آغاز شد و ملائک به تماشاگه ساحتِ مردانگی و وفای بنی آدم آمدند. مردانگی و وفا را کجا می توان آزمود، جز در میدان جنگ، آنجا که راه همچون صراط از بطن هاویه آتش می گذرد؟ ... دیندار آن است که درکشاکش بلا دیندار بماند، وگر نه، درهنگام راحت و فراغت و صلح و سلم ، چه بسیارند اهل دین، آنجا که شرط دینداری جز نمازی غراب وار و روزی چند تشنگی و گرسنگی و طوافی چند برگرد خانه ای سنگی نباشد.
این دیار سربلند، فصلهای سرخ و خونینی را پشت سر گذاشته است. روزگاری در این پهناور دلیر، کبوتران دلاورمی زیستند که قهرمانانه خاک وطن را از دسترس فتنهها و دشمنیها بیرون کشدند و اهریمن را در جای خود نشاندند. اگرچه رد پای رفتنشان، تا ابد بر شانههای زمانه باقی است؛ آنها همیشه هستند و جادهای که فراروی ما گستردند، تکلیف تمام لحظههامان را روشن کرده است.
پایگاه مقاومت بسیج کارکنان بانک تجارت